الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
57
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
عقلى نيست و عدليه مىگويند عقلى است . لذا به نظر ما بهتر است كه استدلال را جور ديگرى بيان و تصوير كنيم و آن اينكه : همه قبول دارند كه اطاعت او امر و نواهى شرعيه واجب است و نيز همه قبول دارند كه معرفت تكاليف و امرها و نهيها واجب است . حالا به نظر ما كه عدليه هستيم ، اين وجوب طاعت و معرفت به حكم عقل است . عقل مىگويد : اگر مولى و صاحب اختيار تو ، تو را به چيزى دستور داد واجب است كه از او اطاعت كنى و همان عقل مىگويد اطاعت بدون معرفت نشايد . پس مقدمتا بايد به روى تكاليف را بشناسى تا بعد بتوانى اطاعت كنى . اما به نظر شما آقايان اشاعره وجوب طاعت و معرفت عقلى نيست ، ما از شما مىپرسيم : به چه دليل اطاعت اوامر و نواهى الهى واجب است ؟ به چه دليل معرفت تكاليف واجب است ؟ به ناچار بايد بگوئيد اين وجوب شرعى است و از راه امر خود شارع ثابت مىگردد به اينكه شارع فرموده : « أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ » ما نقل كلام مىكنيم به اين امر شارع مىگوئيم : اين هم يك امر است و واجب الإطاعة ، به كدام دليل اطاعت اين امر واجب است ؟ آيا به حكم عقل است يا بدليل شرعى ديگر ؟ اگر به حكم عقل است فهو المطلوب كه وجوب طاعت بالاخره منتهى مىشود به حكم عقل و اگر شرعى باشد نقل كلام به او مىكنيم و مىگوئيم به چه دليل اطاعت اين امر واجب است . و هكذا فيتسلسل و تا بىنهايت مىرود و به جائى نمىرسيم كه متوقف شويم ، مگر بپذيريم كه وجوب طاعت عقلى است و متوقف بر امر شارع نيست و تسلسل هم كه باطل است . بلكه ما ادعاى برترى داريم و آن اينكه : تمام اديان آسمانى و تمام واجبات و محرمات الهى ثبوتش متوقف است بر ثبوت حسن و قبح عقلى ، و اگر شرعى باشد مستلزم تسلسل است و تسلسل هم باطل است . زيرا اگر عقل نگويد كذب قبيح است و صدق حسن و مولاى حكيم كار قبيح نمىكند ما از كجا بفهميم كه خداوند ، در اين وعدهها و وعيدها صادق است ؟ از كجا انبياء صادق